۲۰۱۰/۹/۲۵

وخت

تنها پیشناهاد این هفته هام شده : "رفاقت کنید ."

امروزی بازم به یه دوست گفتمش ؛ ناگهانی ...

5 تا:

قَـــــل گفت...

حالا خیلی م فرق بوده بینشون .

این یکیو میخواسسم ا سرم باز کنم ، ...
اما خب بقیه رو قبول داشتم .

مهدا گفت...

مامان بزرگ! :دی

ش. گفت...

نترسیم که رفیقامون تهِ ش می‌شن ص.؟

پانيذ گفت...

تو مدرسه هي مي‌خام تنها باشي بيام بهت سلام كنم. هي دوست‌هات دور و برت ان و به خودم مي‌گم كه بهتره نرم، شايد درست نباشه! چه مي‌دونم.
فيس بوك هم نمي‌تونستم برم كه اينو بهت بگم، گفتم بيام كامنت بذارم.
خوب!
سلام! بعد گذشت دو هفته از اول مهر زهرماري و دوباره هم‌مدرسه‌اي شدن!

پانيذ گفت...

در ضمن، گوشي‌م رو عوض كرده‌م، شماره‌ت رو تو اين جديده ندارم. اونه اس ام اس هم نتونستم بزنم!