تلاش بیهوده ای دارم برای پاک کردن این جا، خونده نشدنِ قدیم ترا...
اما مث یه دایره ی بی انتها میمونه. که هر بار که از اون فیس بوک لعنتی میفتم این جا نخواسته از آخر تا اولُ میخونم، به انضمام کامنت آ و یادآوری اتفاقا.
بعد از اون جا که یه جاهاییشو دوس دارم حتا، بازم به بودنش ادامه میده. بودن بی فایده ش.
از الانم راضی ترم، نه! کاملن راضی م، اما هربار یه دلتنگی ای پیش میاد، که کاملن با کتاب خوندنم ارتباط داره। بعدِ یه دوره ی خیلی کم و کندْکتاب خونی، تو این هفته ی گذشته کمِ کم ۶۰۰ صفه خوندم و نتیجه شم اینه...
اما مث یه دایره ی بی انتها میمونه. که هر بار که از اون فیس بوک لعنتی میفتم این جا نخواسته از آخر تا اولُ میخونم، به انضمام کامنت آ و یادآوری اتفاقا.
بعد از اون جا که یه جاهاییشو دوس دارم حتا، بازم به بودنش ادامه میده. بودن بی فایده ش.
از الانم راضی ترم، نه! کاملن راضی م، اما هربار یه دلتنگی ای پیش میاد، که کاملن با کتاب خوندنم ارتباط داره। بعدِ یه دوره ی خیلی کم و کندْکتاب خونی، تو این هفته ی گذشته کمِ کم ۶۰۰ صفه خوندم و نتیجه شم اینه...
0 تا:
ارسال يک نظر